ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
509
سفرنامه شاردن ( فارسى )
در آغاز منحصر به قلعهاى بوده كه اردشير بابكان به منظور جلوگيرى از تاراجگرى ديلمان كه از كوه الوند فرود مىآمدند و سراسر منطقه را غارت مىكردند بنا نهاده است . قلعهء مذكور درست در محلّى بوده كه اكنون ميدان شاه است . اين قلعه در زمان خلافت عثمان به دست تازيان ويران گرديد . همهء محققان بر اين باورند كه پس از مدتى در جاى قلعهء ويران شده قلعهاى بزرگتر و رفيعتر ساخته شده و از مجموع عماراتى چند كه پيرامون آن بنا گرديده آبادى بزرگى در وجود آمده است . موسى الهادى بالله پسر محمد مهدى خليفه بغداد در سال صد و هفتاد هجرى دور آن بارويى برآورد ، و در فاصلهء هزار گامى آن شهر كوچكى ساخت . و آن را به نام خود مدينهء موسى ناميد . چنان كه در زمان حاضر نيز يكى از محلات قزوين بدين نام موسوم است . مبارك يوزبك ) Moubarec yusbec ( كه از جمله غلامان آزاد شدهء خليفه ، و آن زمان فرمانرواى استان بود در همان فاصله از قلعه ، شهرك ديگرى ساخت و آن را مباركيه ناميد ، و پس از سپرى شدن سالها ، ايرانيان اسم آن را به مبارك آباد تغيير دادند . هارون الرشيد برادر و جانشين موسى الهادى ، ميان اين سه شهرك كوچك چندان باغ و عمارت ساخت كه به هم رسيدند . سپس در سال 190 هجرى قمرى باروى استوارى دور آنها كشيد و استحكامات معتبرى در آن بر پا داشت . خليفه بر اين نيّت بود كه در توسعه و آبادانى و تأسيسات نظامى اين شهر نوبنياد چندان بكوشد كه آن را محلّ ذخيرهء تجهيزات و تسليحات كند ، تا در برابر تهاجمات هيركانيها و ديلميان سدّى سديد باشد ، و نيز مركز مهمّى براى بازرگانى ، امّا پس از اين كه مقدّمات اجراى نيّات و طرحهاى خليفه فراهم شد عمرش به آخر رسيد ، و عمليّات ساختمانى متوقف شد . در سال 245 زمان خلافت موسى مقتدر بالله ، موسى پسر بوقا كار استحكامات برج و باروى شهر را به پايان رساند ، و آن را قزبين يا قزوين ناميد كه به معنى شكنجه و مجازات است زيرا خليفه خطاكاران را در قلعهء آن به زندان مىكرد . به سخن ديگر قزوين تبعيدگاه مجرمان و گناهكاران بود . آسمبيگ ) Asembeg ( مصنف و نويسندهء ارمنى در اين باره عقيدهء ديگر دارد . وى بر اين باور است كه اين شهر به نام پادشاهى موسوم به قزبين نامگزارى شده است . به سال سيصد و شصت و چهار قسمتى از باروى قزوين فرو ريخت و صاحب